خرید بک لینک
آنقدر سادست ک میشود ان را از هر رهگذری شنید .اما فهمش یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. سخت است اما زیبا !زیباست برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی !تا بفهمی و بفهمانی ...هر دوره گردی ☆لیلی☆ نیست...هر رهگذری ☆مجنون☆☆☆و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد ☆☆تا بفهمی و بفهمانی ...اگر کسی امد هم نشینت شد.در چشمانش باید ☆رد آسمان ¤ رد خدا باشد ☆و باید برایش ♡از ♧من♧ گذشت تا به ♢ما♢ رسید ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 11:15

مهربون،اي هم قبيله، ميدونم دستات چه سرده هر كي ميگه غم نداره، تو دلش يه دنيا درده تو ميخواي كه من ندونم، دلت از غصه هلاكِ جاي شلاق سياهي، رو تن نجيب و پاكِ اما ناگفته هويداست، غمي كه ريشه دَوونده اون غمي كه غير شاخه، زده ريشه رو سوزونده تو خودت گفتي قديما، قصه گل و تگرگُ قصه خويش دلآزار، قصه ريزش برگُ نميدونم توي دنيا چرا آدما حقيرن چرا خوبا واسه خوبي، توي دست شب اسيرن اين چرا، چرا، چراها، هيچكدوم درمون نميشه آخه دردِ ديگه اينجاست، از يه خاكيم و يه

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

قلب منی عزیز من دوست دارم یه عالمه هرچی به پات گل بریزم باز می دونم خیلی کمه روز و شبم بدون تو می گذره اما خیلی سخت نا ندارم بی تو باشم بیا بمون کنار من تو عشق من تو جون من فرشته ی نجات من امید من قرار من بیا بمون کنار من بمون تو در کنار من عشق منی عزیز من بخوای نخوای مال منی کاش یه روز از راه برسه از این و اون دل بکنی بذار که عطر نفسات پرکنه قلب خونه رو می خوام که عاشق بمیرم حتی اگه بگی برو **************** بذار شب چشماشو رو هم بذاره تا بگم چقدر دلم دوست

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون " ادامه شعر در ادامه مطلب "

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

قصه عشق من و تو قصه همیشه تکرار قصه تلخ جدایی قصه یار دل آزار قصه مرگ "شقایق " توی گلدون غریبی قصه رفتن بی من گفتن خدا نگهدار قصه تنها نشستن واسه این قلب شکسته قلبی که تو سینه مرده دلی که شکسته از یار قصه عاشق خسته کسی که هستیش و باخته با همه خستگی و غم هنوزم تشنه دیدار قصه دلی که از غم واسه هیچکی نمیخونه واسه او ساکت نشستن بی صدایی شده تکرار قصه دل واپسی ها تو شبای تلخ رفتن موندن و دوباره مردن شده سهم این گنهکار قصه مرگ محبت دیگه بعد رفتن تو دل دیوونه به

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

شنیدیم٬ میگن : وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ، یعنی واقعن دوسش داره... اما ....وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ، یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه ....

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

دختر کوچولو : چیکارم داشتی ؟ . . . پسر کوچولو : میشه با پسرای دیگه بازی نکنی ؟ آخه من دوست دارم ...

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

شب و روزبه عشق تو بدجوری وابسته شدم هرجا رفتم عاشق چشم های حیرونت شدم نمی دونم چی شده همیشه من به فکرتم آخرش فهمیدم که از عشقت دیوونه شدم نمی دونم چی بگم از زندگیم برای تو از غم و از غصه و از گریه هام برای تو فقط می خوام بدونی با رفتنت تنها شدم در به در کوچه ها وجاده های غمگین شدم فقط می خوام بدونی که وجود من تو بودی زندگیم و شادیهام و دلخوشی هام تو بودی همیشه من فکرمیکنم چی شد تنهام گذاشتی چی شدکه باخاطره هات نمک به زخم گذاشتی ولی اینو بدون که کار خوبی

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

این روزها گفتن دوستت دارم ! آنقدر سادست ک میشود ان را از هر رهگذری شنید . اما فهمش یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. سخت است اما زیبا ! زیباست برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی ! تا بفهمی و بفهمانی ... هر دوره گردی ☆لیلی☆ نیست... هر رهگذری ☆مجنون☆ ☆☆و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد ☆☆ تا بفهمی و بفهمانی ... اگر کسی امد هم نشینت شد. در چشمانش باید ☆رد آسمان ¤ رد خدا باشد ☆ و باید برایش ♡ از ♧من♧ گذشت تا به ♢ما♢ رسید ...

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

بی گناه پای دار رفت $ و میدانست ک بالای دار هم خواهد مرد ■ چاقو دسته ی خود را برید

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

اونایی ک هنوز وبلاگمو دنبال میکنن با نظرات اعلام حضور کنن

برچسب: نویسنده: سجاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:49

صفحه بندی